تبليغاتX
نوای انتظار حضرت مهدی

نوای انتظار حضرت مهدی

روز مادر

بانو سلام! حال شما؟ روز مادر است

روز زنی که از همه مردان، سَری سَر است

روز شما که مادر زینب، حسن، حسین

نه! روز دختری ست که اُمّ پیمبر است

از آسمان صدای قدم هات می رسد

گوش فلک ز همهمه ی عرشیان کر است

حیف از تو و زنان قریش!! میزبان تو…

جمعی ز مریم، آسیه و ساره، هاجر است

یاس نبی! کبوتر دردانه ی علی!

هفت آسمانِ دل ز قدومت معطر است

تو ماه آسمان شدی، از تکه های تو

این یازده ستاره به گردت مدوّر است

شیرین و خسرو، لیلی و مجنون و عشقشان

با عشق بی بدیل شما کی برابر است؟؟!!

ای یکه تاز عشق! تماشاچی ات شدیم

حیران عشق بازی تو حقّ داور است

«یک قصه بیش نیست غم عشق و این عجب

"کز هر زبان که می شنوم نامکرر است»*

رخصت بده برای شما شاعری کنم

«از هرچه بگذریم سخن دوست خوش تر است»*

مادر بگو که دست مرا رد نمی کنی

این شعر هم "هدیه ی من روز مادر است"

گفتم مکان وعده؟؟!!…کجا پیشکش کنم؟!!

گفتی حریم دختر موسی بن جعفر است!

بانو ببخش آخر شعر بغض کرده ام

آخر هنوز ردّ نگاهم به یک "در" است

از فاطمیه تان به حسن فکر می کنم

و چشم های مات که از واقعه تر است…

 

شاعر : رهگذر


باز به انتظار تو جمعه غروب میشود / اگر بیایی از سفر آه چه خوب میشود . . .

اللهم عجل لولیک الفرج

سلامتی آقا صلوات

[ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ 21:2 ] [ منتظر یار ] [ ]

خاک بقیع و صورت غمهای کربلا

انگشت و نقش قصِّه ی صحرای کربلا

امُّ البنین بی پسر و روضه های سر

امُّ البنین و غصِّه ی سقّای کربلا

حرف ازسه ماهپاره و شقُّ القمرنبود

حرفی نبود     جز غم ِ مولای کربلا

مبهوت ومات عشق ووفایش مدینه بود

عشق است مشق روی نی ازنای کربلا

عبّاس را فداییِّ فرزند یاس کرد

لالائیَّش علی ُّو    دلش جای کربلا

باافتخار گفت کنیزم   عزیزشد

این هم   مقام خدمت آقای کربلا

بی بی ِّ کربلا که به اوگفت مادرم

تکلیف شد به اهل تولّای کربلا

جانها فدای حضرت امُّ البنین که کرد

دار وندار زندگی اهدای کربلا


شاعر: حسين ايماني


بیاییم  امسال قول بدهیم که با عمل مان بگوییم:

 

 

«اللهم عجل لولیک الفرج»

[ جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 21:15 ] [ منتظر یار ] [ ]

آقا اجازه خسته ام از این همه فریب

  از های و هوی مردم این شهر نا نجیب

آقا اجازه پنجره ها سنگ گشته اند

دیوارهای سنگی از کوچه بی نصیب

آقا اجازه باز به من طعنه می زنند

عاشق ندیده های پر از نفرت رقیب

«شیرین»ی وجود مرا «تلخ» می کنند

«فرهاد»های کینه پرست پر از فریب . . .


امام زمان (عج):

و مارا از شیعیان دور نگه نمی دارد مگر اعمال بد آنان

که به ما می رسد و برای ما ناخوشایند و دور از انتظار است . . .


اللهم عجل لولیک الفرج

الهی آمین


منبع :    

www.radsms .com


[ پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 ] [ 21:35 ] [ منتظر یار ] [ ]

غسل آیینه
بُرد در شب تا نبیند بی‌نقاب
ماه نورانی تر از خود، آفتاب


بُرد در شب پیکری همرنگ شب
بعد از آن شب، نام شب شد ننگ شب

 



شسته دست از جان، تن جانانه شست
شمع شد، خاکستر پروانه شست

روشنانش را فلک خاموش کرد
ابرها را پنبه‌های گوش کرد


تا نبیند چشم گردون، پیکرش
نشنود تا ضجّه‌های همسرش


هم مدینه سینه‌ای بی‌غم نداشت
هم دلی بی‌اشک و خون، عالم نداشت


نیست در کس طاقت بشنیدنش
با علی یا رب چه شد؟ با دیدنش


درد آن جان جهان، از تن شنید
راز غسل از زیر پیراهن شنید

جان هستی گشته بود از تن جدای
نیستی می‌خواست، هستی از خدای


دست دست حق چو بر بازو رسید
آنچنان خم شد که تا زانو رسید


دست و بازو گفتگوها داشتند
بهر هم، باز آرزوها داشتند


دست، از بازوی بشکسته خجل
بازو از دستی که شد بسته خجل


با زبان زخم، بازو، راز گفت
دست حق، شد گوش و آن نجوا شنفت


سینه و بازو و پهلو از درون
هر سه بر هم گریه می‌کردند خون


گفت بازو، من که رفتم خونفشان
تو، یدالله، فوق ایدیهم، بمان


راز هستی در کفن پیچیده شد
لاله‌ای با یاسمن پوشیده شد

علی انسانی

منبع :www.emam8.com


اللهم عجل لولیک الفرج

آن فرقه که تیشه به نخل فدک زدند

برقلب پاک ختم رسولان نمک زدند

مهدی بیا زقاتل مادر سوال کن

زهرا(س)چه کرده بود که او را کتک زدند

یافاطمه(س)

یاریمان کن در انتظار روزی که فرزندت بیایدو انتقام صورت نیلی ات رابگیرد ، ثابت قدم بمانیم

الهی آمین

التماس دعا

[ سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 21:16 ] [ منتظر یار ] [ ]

یافاطمه

خونابه های زخم تو آب وضوی من

 

لبخند کوچکی به لبت آرزوی من

 

حرفی بزن عزیز دلم غصه می خورم

 

این غصه عقده ایی شده بین گلوی من

 

ناراحتی ز دست علی؟ پس چرا دگر

 

پوشانده ای تو صورت خود پیش روی من

 

مردم دگر جواب سلامم نمی دهند

 

بر باد طعنه رفته همه آبروی من

 

پیرم نموده ناله و اشک شبانه ات

 

دیگر نمانده تار سیاهی به موی من

 

ای ذات آب، روح طهارت، زلال من

 

خونابه های زخم تو آب وضوی من



مادر:كاش ديگه حرف وصيت نزني

نگي از روضه هاي بي كفني


هم مي گي داغ بابا رو مي بينم

مي گي از اون روزاي بي حسني

 


غصه ي در و ديوار برام كمه!

چرا داري مي گي از بي وطني


داري مي گي كه حسين و مي كشن

نمي مونه به تنش پيروهني


اين چه روزيه كه قلب و مي شكنه

كه مي گي به جام يه بوسه بزني


كوفه و شام بلا بگو كجان

كه من اونجا ندارم هم سخني


واي من به مجلس حراميان

كه باشه ميونشون همچو مني


مادرم تو رو خدا روضه بسه

كه داري قلبم و از جا مي كني

کمال مؤمنی


www.emam8 .com منبع

 

بیاییم  امسال قول بدهیم که با عمل مان بگوییم:

 

 

«اللهم عجل لولیک الفرج»


[ دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391 ] [ 18:10 ] [ منتظر یار ] [ ]

خوشا به حال سال که ماه دوازدهمش را دید و عمرش به سر رسید

ترسم از آن است که عمرم به سر رسد و دوازدهمین ماهم را نبینم

به امید ظهور دولت یار در سال نو

سال نو مبارک

می شود سال جدید موعد فردا باشد

آخرین روزهای غم مولا باشد

میشود در شب سال تحویل

به جهان مژده دهند

که همین سال ظهور گل زهرا باشد

اللهم عجل لولیک الفرج

سال رفت و بهار آمد نمی آیی باز؟

همه جا ظلم و فساد است نمی آیی باز؟

دل من مرد در این شهر نمی آیی باز ؟

اگر این جمعه نیایی به چه دلخوش باشم ؟

عید ما آمدن توست نمی آیی باز؟

خدایا خودت این فاصله راکمتر کن

خودت گفتی وعده در بهار است

بهار آمد دلم در انتظار است

بهار هر کس عید است و نوروز

بهار عاشقان دیدار یار است

اللهم عجل لولیک الفرج

سلامتی و ظهور آقا 14 گل صلوات

التماس دعا

[ دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390 ] [ 20:56 ] [ منتظر یار ] [ ]
درباره وبلاگ
امکانات وب
<
) src=http://flashmanavi.persiangig.com/madahiflash/bitoeysaheb.swf width=133 height=133 type=application/x-shockwave-flash wmode="transparent">

كد تغيير شكل موس

فرهنگ جبهه